سراج24- گروه سیاسی- علیرضا احمدی|رئیس جمهور اخیرا با حضور در جمعی از اساتید و روسای دانشگاهی به سخنرانی پرداخت و در بخشی از صحبت های خود به توافقنامه ژنو اشاره ای داشت و با انتقاد از دانشگاهیان به دلیل ورود پیدا نکردن به عرصه نقد و بررسی اقدام مشترک ایران و 1+5، منتقدین فعلی توافق ژنو را جمعی کم سواد خواند!
این تلقی و برداشت رئیس جمهور از منتقدین حال حاضر توافق ژنو و انتقاد از دانشگاهیان به دلیل بی توجهی و کم لطفی نسبت به بررسی مسائل ژنو در حالی است که تاکنون بسیاری از نقدهای صورت گرفته در این عرصه از سوی دانشگاهیان و اساتید برجسته دانشگاه بوده و برخی دیگر هم که خارج از دانشگاه به نقد آن پرداخته اند یا خود سالها در وزارت امور خارجه فعال بوده اند و یا صاحب نظر و آشنا به امور کارشناسی در فن دیپلماسی و مسائل هسته ای هستند.
فارغ از آنکه توافق ژنو چه مزایا و معایبی دارد، از نوع برخورد دکتر روحانی با منتقدین توافق ژنو چند برداشت می توان داشت؛ آن هم در شرایطی که ایشان و برخی مشاورانشان پیش از این نیز ادبیاتی مشابه نمونه اخیر را در خصوص دیدگاه انتقادی و برخی مسائل دیگر داشته اند و مطابق این برداشت ها، نگاه دکتر روحانی و اطرافیانشان برخلاف ادعاها و شعارهایشان نسبت به نقد و منتقد، از چند منظر قابل بررسی است از جمله:
1ـ نگاه حذفی و با نوازش منتقد را گردن زدن که در این حالت بهترین منتقد آن منتقدی است که یا سکوت کند یا تعریف و تمجید! و بهترین نقد آن نقدی است که نانوشته باقی بماند و اگر هم لفظی بر روی کاغذ و یا زبان آمد غیر از تقدیر و تشکر نباشد! این نگاه به نگاه یک فرمانده در پادگان شبیه است و آنچنانکه هیچ سربازی در پادگان حق اعتراض ندارد، در مقیاسی بزرگتر، شخص صاحب قدرت هم ولو آنکه در گذشته ادعای حقوقدان بودن و سرهنگ نبودن را کرده باشد، کشور را به مثابه یک پادگان دیده و مردم را سربازان خود که حق گفتن چرا و اما و اگر ندارند!
2ـ نگاه تحقیری و منزوی کردن منتقدان از دیگر روش هایی است که در بسیاری از مناطق دنیا روسای دولت ها می کوشند منتقدان خود را عده ای نادان و جاهل و کم سواد و بی سواد بخوانند تا از این طریق و با برچسب سازی، آنان را مسالمت آمیز به گوشه نشینی و سکوت دعوت کنند و یا شرایط را به گونه ای برای آنها شکل دهند که اگر هر حرف درست و نقد صحیحی هم داشتند مردم با این توجیه که این عده بی سواد و کم سواد هستند، هیچ توجهی به نقدهایشان نداشته باشند. در این سیستم شخصی که قدرت را در دست گرفته سعی دارد دو مفهوم کاملا متناقض هم را با هم جمع کند و به عبارتی همراه با ابراز علاقه به دموکراسی و مردم سالاری که انتقاد و اعتراض در آن امری پذیرفته شده است، نوعی دیکتاتوری و ساکت کردن صدای مخالف را بنابر مذاق شیرین خود و در راستای اهداف خود اتخاذ کند. این چنین است که باید از این دست افراد به عنوان «دیکتاتور دموکرات» یاد کرد؛ حامیان یک مکتب ناقض الخلقه سیاسی که در آن به مقتضای زمان اگر لازم باشد شعار «زنده باد مخالف من» سر داده می شود و اگر لازم باشد منتقدان و مخالفان به کم سوادی متهم می شوند.
3ـ نگاه شک برانگیز منتقدان نسبت به خود که همراه با ساخت و ایجاد نوعی یاس و افسردگی و تقویت حس شک در منتقدان است. این شیوه را معمولا کسانی به کار می گیرند که صاحب قدرت هستند و از برملا شدن و آشکار شدن نقص ها و خطاهایشان بسیار وحشت دارند و بیشتر نگران آبروی شعارهایی هستند که قدرت آنان را شکل داده و اما اکنون با اعمالی خلاف آن شعارها به بی اعتباری ریاستی گرفتار شده اند.



